خون دل
امام حسن (علیه السلام)، پس از انعقاد قرارنامه صلح و واگذاری خلافت ظاهری به معاویه، کوفه را ترک گفته، راهی زادگاه خویش مدینه گشت و به نشر معالم الهی و گسترش آن در میان مسلمانان پرداخت.
اما معاویه لعنة الله علیه دست از دسیسه های خود برنداشت و از همان آغاز، مواد صلحنامه را زیر پای نهاد.
او برای اطمینان از اینکه خلافت در خاندانش باقی خواهد ماند،اندیشه کشتن امام حسن (علیه السلام) را در سر می پروراند.
معاویه برای اجرای طرح شیطانی خود چهار مرتبه پسر فاطمه زهرا علیها سلام را مسموم ساخت. او در مرتبه آخر توسط جعده دختر اشعث، همسر امام حسن (علیه السلام) زهری مخصوص به حضرتش خورانید که مؤثر افتاد.
آن حضرت در اثر این عمل خائنانه دچار خونریزی شدید شد و رنگ رخسارش دگرگون گردید و در آن حال فرمود: چندین مرتبه زهر به کام من ریختند ولی هیچگاه مانند این مرتبه دچار مشقت نشدم.
جناده گوید: در آن مرضی که وفات امام حسن (علیه السلام) را در پی داشت، به محضر آن حضرت رفتم و در پیش رویش طشتی دیدم که در اثر سم معاویه لعنة الله علیه لخته های خون را به درون آن می انداخت. به حضرتش گفتم: مولای من، از چه روی خود را معالجه نمی کنی؟
فرمود: یا عبدالله، مرگ را چگونه معالجه کنم؟! گفتم: انا لله و انا الیه راجعون.
سرانجام امام حسن (علیه السلام) به سال 50 هجری، پس از 47 سال زندگی در اثر همان زهر به شهادت رسید. پیکر مطهر آن حضرت را بعد از انجام مراسم نماز، به جانب حرم رسول الله (صلی الله علیه و آله) حرکت دادند تا عهدی تازه گرداند و یا در همانجا دفن کنند.
ثعلبة بن مالک گوید: کثرت مشایعین به اندازه ای بود که اگر سر سوزنی به زمین انداخته می شد، بر سر انسانی فرود می آمد.
چون بنی امیه لعنة الله علیه از ماجرا آگاه شدند، به جای مشایعت و بزرگداشت جگر گوشه مصطفی (صلی الله علیه و آله) از دفن آن حضرت در کنار جدش ممانعت کردند و عایشه نیز سوار بر استری از آنان جانبداری کرد.
ابن شهر آشوب نویسد: جنازه آن حضرت را تیرباران کردند و هفتاد چوبه تیر از بدن شریف آن حضرت بیرون کشیده شد.
امام حسین(علیه السلام) بنا به وصیت برادرش امام حسن(علیه السلام) از درگیری با بنی امیه اجتناب ورزید و پیکر پاک آن حضرت را روانه بقیع کرد و در همانجا به خاک سپرد.
در تاب رفت و طشت، به بر خواند و ناله کرد
آن طشت را ز خون جگر باغ لاله کرد
خونی که خورد در همه عمر، از گلو بریخت
خود را تهی ز خون دل چند ساله کرد
برگرفته از کتاب: فضایل الحسن(علیه السلام) از علی اکبر تلافی
گوش کن...