باطن ولایت و محبّت علی(علیه السلام) در عالم برزخ

مرجع بزرگ محقق اردبیلی، ملا احمد، معروف به مقدس اردبیلی(ره) از علمای بسیار برجسته و از پارسایان بسیار پاک و با فضیلت بود که به سال993 هجری قمری در نجف اشرف از دنیا رفت.

درباره کمالات اخلاقی و فضایل معنوی این مرد بزرگ، مطالب بسیار نقل شده، از جمله اینکه: برای زیارت به کربلا رفته بود. یکی از زائران که او را نمی شناخت، از لباس و قیافه ساده او خیال کرد که یک خدمتکار عادی است، لباسهای چرک شده خود را به او داد و گفت: «اینها را برای من بشوی!»

محقق اردبیلی، لباسهای او را گرفت و شست و سپس به او تحویل داد. در آن هنگام، آن مرد زائر او را شناخت و چند نفر نیز که در آنجا بودند، از جریان آگاه شدند و آن مرد زائر را سرزنش نمودند که چرا به عالم بزرگ، مقدس اردبیلی توهین کردی؟

محقق اردبیلی(ره) آنها را از سرزنش کردن باز داشت و گفت: «حقوق برادران دینی نسبت به یکدیگر، خیلی زیادتر از اینهاست، کاری نکرده ام که شما اینچنین جوش و خروش می کنید».

این مرد بزرگ از دنیا رفت. پس از مدتی، یکی از مجتهدین وارسته او را در عالم خواب دید که با لباس زیبایی که در تن دارد، با سیمای جذاب از حرم امیر مؤمنان، علی(علیه السلام) بیرون می آید. از او پرسید: «چه عملی باعث شده که شما دارای آنهمه مقام شدید که از سیمایتان پیداست؟»

محقق اردبیلی در پاسخ گفت: «بازار اعمال کساد است و نفع نبخشید ما را، غیر از ولایت و محبت صاحب این قبر».

طبق این حکایت، محبت و ولایت امام علی(علیه السلام)، یکی از موجبات مهم نجات در عالم برزخ است، چنانکه این معنی در روایات بسیار آمده است.

انسان و وسوسه های شیطان

شیطان، دشمن کینه توز انسان با کمال صراحت در مقام اظهار تصمیم قاطع خود، برای اغوای آدمیان گفته است:

« من به طور حتم بر سر راه مستقیم تو (ای خدا) در کمین آنان می نشینم، آنگاه از پیش رو و از پشت سر و از سمت راست و از سوی چپ، به سراغشان می روم و (چنان با وسوسه های خویش و آراستن دنیا در نظرشان به ضلالتشان می کشم که) اکثرشان را شاکر(منعم شناس و ثابت در امر بندگی) نیابی». {سوره اعراف آیه 16و17}

هان! بشنوید که علی(علیه السلام) چه می گوید؟

* ای پیر کهنسال که ضعف پیری بر وجودت چیره گشته، چگونه خواهی بود آنگاه که طوقهای آتش به استخوانهای گردنها بچسبد و غلّ و زنجیرها چنان به دست و گردنها بپیچد که گوشتهای بازوان را بخورد؟!

حال، ای گروه بندگان، از خدا پروا کنید! از خدا بترسید! هم اکنون که بدنی سالم و جایگاهی وسیع دارید، در فکر تأمین سعادت خود باشید، پیش از آنکه به چنگال بیماری و مرگ افتید و به تنگنای قبر درآیید. در رهایی خویش(از گرفتاریهای پس از مرگ) بکوشید، پیش از آنکه درهای نجات و رهایی بر روی شما بسته شود.{شرح نهج البلاغه فیض الاسلام،خطبه182،قسمت سوم}

 * و بدانید که این پوست نازک (تن)، طاقت آتش(دوزخ) را ندارد؛ بنابراین به خودتان رحم کنید(خود را دچار آن آتش سوزان نسازید)؛ چه آنکه شما (ضعف و ناتوانی) خود را در مصائب (اندک) دنیا آزموده اید.

آیا دیده اید که یکی از شماها بر اثر خاری که بر تنش می خلد و زمین خوردنی که اندکی او را مجروح و خونین می سازد و ریگهای داغ (زمین) که او را می سوزاند، چگونه از درد می نالد و بیتاب می شود؟

پس چه حالی خواهد داشت آنگاه که میان دو تابه از آتش در کنار سنگهای گداخته و قرین شیطان قرار گیرد؟

آیا می دانید آنگاه که مالک (دوزخ) بر آتش خشم کند، (طبقات) آتش از خشم او (به خروش آمده)، بر روی هم می غلطند و در درون هم فرو می روند؟!

و آنگاه که آن را زجر کند (و بانگ بر آن زند)، توده های آتش از جا، بر می جهند و با شتاب و ناله کنان در میان درها (یا طبقات) جهنّم از این سو به آن سو شعله می کشند؟{همان مصدر و همان خطبه،قسمت دوم}

* ای بندگان دنیا و کارگران اهل آن! چون چنین هستید که روز، به سوگند در معاملات به سر می برید و شب در بسترتان می خوابید و در خلال این (کار و خواب)، از آخرت در غفلتید؛ پس کی توشه راه را آماده می سازید و درباره معاد می اندیشید؟{سفینة البحار، جلد1 ص674}

روایتی در دوستی پیامبر و اهل بیت ایشان

جابر روایت کرده از امام باقر(علیه السلام) و آن حضرت با واسطه آباء کرامش(علیهم السلام) از رسول خدا (صلی الله علیه و آله)، که آن حضرت فرمود:

دوستی من و دوستی اهل بیت من، در هفت موطن دهشتناک که هول و هراسی بزرگ دارند، نافع و سودمند می باشد: هنگام وفات، و در عالم قبر، و وقت بعث و برخاستن از قبور، و حین پخش نامه های اعمال، و موقف حساب، و کنار میزان، و هنگام عبور از صراط.

از نظر رسول خدا(صلی الله علیه و آله)،گنهکاران از«شیعه»، به میزان گناهانشان،محکوم به عذاب خواهندبود!

از امام عسکری(علیه السلام): رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:

ای گروه شیعه! از خدا بترسید، تقوا پیشه کنید. بهشت از دست شما نخواهد رفت (سرانجام، بهشتی خواهید شد) هر چند اعمال زشتتان سبب دیر رسیدن آن به شما بشود. حال، برای تحصیل درجات آن تمایل و رغبت بیشتری از خود نشان بدهید (از سعی و کوشش لازم فروگذار نکنید).

کسی پرسید: آیا از دوستداران شما و از دوستداران علی(علیه السلام)، هم کسی داخل جهنم می شود؟

فرمود: کسی که خود را با نافرمانی(از دستورات) محمد و علی، آلوده کرده و مرتکب محرّمات شده است و نسبت به مردان و زنان باایمان، ستم روا داشته و از مقررات شریعت تخلف ورزیده است، روز قیامت در حالی که آلوده و کثیف است، وارد محشر می شود.

محمد و علی (علیهما السلام) می گویند: ای فلان، تو آلوده و کثیفی، نه شایستگی همنشینی با مولاهای نیک خود، داری و نه صلاحیت هم آغوشی با حوران زیبا و نه (لیاقت مصاحبت) با فرشتگان مقرب!

به آنچه که در اینجا است نخواهی رسید، مگر اینکه از آنچه که همراه آورده ای، یعنی از قذارت گناهان، تطهیر شوی!

پس او را داخل طبقه بالای جهنم می کنند و آنجا به کیفر برخی از گناهانش می رسد.

و گروهی از آنان بر اثر برخورد با شدائد (ابتدایی) محشر، تصفیه می شوند و سپس گروه خاصی از نیکان شیعه که از سوی امامانشان برانگیخته شده اند، مانند مرغی که دانه از زمین برچیند، آن پاک شدگان را از این گوشه و آن گوشه محشر، بر می چینند.

و جمعی هم که گناهانشان کمتر و سبکتر است (در همین دنیا) به وسیله شدائد  و انواع گرفتاریها که از جور سلاطین و دیگران متحمل می شوند و آفات و بلیاتی که (بر اثر فقر و مصیبت و بیماری و امثال آن) بر جسم و روحشان وارد می شود، تطهیر می گردند و با روحی پاک و مطهّر، وارد عالم قبر می شوند.

و بعضی هم که مرگشان نزدیک شده و هنوز گناهی بر گردنشان باقی است، به شدت حال نَزع و دشواری جان دادن مبتلا می شوند؛ تا آنجا که اطرافیانشان از آنها کناره گیری می کنند و از این راه (آن بیچارگان) احساس ذلت و خواری می نمایند و در نتیجه همین فشاری که بر روحشان وارد می شود، تطهیر می گردند.

و اگر گناهانشان بزرگتر و بیشتر بود، در شدائد عرصات قیامت تطهیر می شوند و اگر باز هم بزرگتر و بیشتر بود؛ در طبقه اعلای جهنم، معذب و مطهّر می گردند و اینان در میان دوستان ما، کسانی هستند که گناهانشان بزرگتر و عذابشان شدیدتر از دیگران است.

و البته این گروههای گنهکار، شیعه ما، نامیده نمی شوند؛ بلکه اینها محبّین و دوستداران ما، نامیده می شوند که با اولیاء ما دوستند و با دشمنان ما دشمنند.

چه آنکه شیعه ما، کسانی هستند که از ما پیروی کنند و به اعمال ما، اقتدا نمایند.

از نظر امیرالمؤمنین، امام علی(علیه السلام)، مؤمن گنهکار در روز جزا چه وضعی خواهد داشت؟

امام جواد(علیه السلام)، از پدران بزرگوارش(علیهم السلام) نقل فرموده است که از حضور امام امیرالمؤمنین(علیه السلام)، تقاضا کردند که: مرگ را برای ما توصیف فرما!

آن حضرت فرمود: به شخص آگاه رسیده اید(سؤال از شخص مطلع نموده اید). آن(مرگ) یکی از سه چیز است که بر او (انسان) وارد می شود:

یا بشارتی است به زندگی خوش و حیات سرشار از نعمت جاویدان و یا گزارشی است از شکنجه و عذاب بی پایان و یا به صورت امر مبهمی است، موجب اندوه و هول و هراس فراوان که نمی داند از کدامین آن گروهها خواهد بود!

اما ولیّ ما که مطیع فرمان ما است، پس او همان است که بشارت داده می شود به زندگی خوش و نعیم ابدی.

و اما دشمن ما که مخالفت کننده (با امر و نهی) ما است، او همان است که گزارش داده می شود به عذاب همیشگی.

و اما آن کسی که امرش مبهم است و نمی داند چه حالی خواهد داشت، او آن فرد با ایمانی است که اسرافکار بر خود بوده (با داشتن ایمان، مرتکب گناهانی شده و خود را آلوده ساخته است) و نمی داند عاقبت کار او چه خواهد شد، گزارش احوال به صورت مبهم و ترسناک به وی می رسد!

آنگاه (آنچه که مسلّم است این است که) خداوند، عزّوجل، هرگز او را با دشمنان ما، برابر و یکسان قرار نمی دهد (که به عذاب خالد و کیفر دائم، معذبش سازد) بلکه وی را (سرانجام) به شفاعت ما از آتش بیرون می آورد.

پس (بنابراین) کار کنید و (امر و نهی خدا را) اطاعت نمایید و اتّکال (بر ایمان تنها) نداشته باشید(که بی پروای در ارتکاب معاصی باشید) و عقوبت خدای، عزّوجل، را کوچک مشمارید! چه آنکه از گنهکاران (مؤمن) کسانی هستند که شفاعت ما به آنان نمی رسد مگر بعد از سیصد هزار سال معذّب بودن!

" این روایت، تهدید بسیار لرزاننده ای دارد درباره همانان که به دستاویز عنوان «تشیّع» و دلگرم بودن به «شفاعت» اولیاء خدا و اتکال به مقام «ولایت» امام امیرالمؤمنین(علیه السلام)، موضوع ارتکاب معاصی و تخلف از فرامین خدا و بی پروایی در گناه را سبک می شمارند و عقوبات الهیّه را به فرموده امام (علیه السلام)، «استصغار» می نمایند و کوچک و ناچیز تلقی می کنند."

پیام رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در وداع با امّت

در حالات رسول اکرم (صلی الله علیه و آله)، نوشته اند که چند روز پیش از وفاتشان به مسجد آمدند، در حالتی که از شدت ضعفِ حاصل از بیماری از یک طرف به امیرالمؤمنین، علی(علیه السلام)، و از طرف دیگر به فضل بن عباس تکیه کرده بودند، و دستمالی هم بر سر بسته بودند. آنگاه روی منبر نشستند و سپس فرمودند:

«مردم، موقع مرگ من فرا رسیده و نزدیک است که از بین شما بروم. حال، هرکس که به او وعده ای داده ام، بیاید تا انجام دهم و هرکس از من طلبی دارد، بگوید تا ادا کنم».

آنگاه این چنین ادامه سخن دادند که:

«ای گروه های مردمان (طبقات مختلف جمعیت، همه بدانید که) بین خدا و کسی، چیزی وجود ندارد که به او خیری برساند و یا شرّی از او دور سازد، مگر «عمل»!

«ایّها الناس، هیچ ادعا کننده ای ادعا نکند و هیچ آرزومندی، آرزو در سر نپروراند (و چنین مپندارد که غیر از عمل، چیزی نافع به حالش باشد). قسم به کسی که مرا به نبوت حق برانگیخته است؛ نجات نمی بخشد، مگر عمل توأم با رحمت پروردگار؛ من نیز اگر نافرمانی حق کنم، سقوط می کنم»!

«بار خدایا؛ آیا (همانگونه که تو می خواستی) ابلاغ رسالت کردم و انجام وظیفه نمودم؟»

اینک گوش فرا دهید که خداوند قهّار شدیدالعقاب چه می گوید:

«هان ای مردم! (بهوش باشید که) به طور قطع و مسلّم، وعده خدا ( نسبت به کیفر و پاداش روز جزا ) حق است (و حتم)! بنابراین (سخت بیدار باشید که جلوه گری های) زندگی دنیا فریبتان ندهد، و (شدیداً هشیار باشید که وسوسه های شیطانِ) فریبکار، گولتان نزند!»{آیه 5 سوره فاطر}

زمخشری، صاحب تفسیر کشّاف در توضیح این جمله از آیه ( لا یغرّنکم باللّه الغَرور ) می گوید:

«مراقب باشید این وسوسه شیطان اغواگر شما را نفریبد که بگوید: هر کاری که می خواهید بکنید و از هیچ گناهی نهراسید؛ چه آنکه خداوند، آمرزنده و غفّار است؛ هر کبیره ای را می آمرزد و از هر خطیئه ای می گذرد».

و به همین منوال، آن رجیم پلید، از راه محبت اولیاء خدا وارد شده و دوستان آن بزرگواران را به بهانه محبت آنان می فریبد و به وادی عصیان می کشاند!

 

همانا، نشانه محبت؛ تبعیت از محبوب است

* از امام صادق (علیه السلام)، منقول است که فرمودند:

خدا را دوست ندارد آن کسی که نافرمانیش می کند.

*از امام باقر (علیه السلام)، منقول است که فرمودند:

هرکس از شما (شیعیان) مطیع فرمان خدا باشد، ولایت ما نفع به حال وی خواهد داشت؛ و هرکس از شما متخلف از فرمان خدا گردد، ولایت ما نافع به حالش نخواهدبود.

وای برشما، فریب مخورید! وای برشما، فریب مخورید! ولایت ما جز از راه عمل به تکالیف الهی و پرهیز از محارم، به دست کسی نمی رسد.

و  با کمال صراحت کلام، اعلام می نمایند که:

«ای خیثمه! دوستداران ما را آگاهشان گردان که ما نمی توانیم چیزی از عذاب خدا را از آنان دور سازیم (و آنها را از کیفر خدا برهانیم) مگر از طریق عمل (به وظایف دینی) و هرگز به ولایت ما نائل نخواهند شد، مگر از طریق ورع (و پرهیز از محرّمات الهی)»!

"پس چگونه بگویند و با چه بیانی اداء مطلب بنمایند تا ما باورمان بشود که معیار تن به ولایت آنان دادن و شرط مصونیت از عذاب حضرت رحمان، تنها تبعیت عملی از دستورات آن بزرگواران است و بس!"

* امیرالمؤمنین، امام علی(علیه السلام)، فرمودند:

سزاوارترین مردم به پیامبران، آنها هستند که به دستورات آنها بیش از همه عمل می کنند. سپس این آیه را تلاوت کرد:

«اِنَّ اَولَی النّاسِ بِاِبراهیمِ لَلَّذینَ اتَّبَعُوهُ » و فرمود: دوست محمد- (صلی الله علیه و آله)- کسی است که اطاعت فرمان خدا کند، اگرچه نسبش از پیامبر دور باشد؛ و دشمن محمد- (صلی الله علیه و آله وسلم)- کسی است که نافرمانی خدا کند، اگرچه قرابتش با پیامبر نزدیک باشد.

محبت اهل بیت رسول الله(علیهم السلام)

* امام باقر(علیه السلام)، فرمود:

به خدا سوگند، اگر سنگی هم ما را دوست بدارد، خدا او را با ما محشور می کند. و آیا (حقیقت) دین، جز محبت، چیز دیگری هم هست؟!

* امام ابوالحسن الرّضا(علیه السلام)، با واسطه آباء گرامیش(علیهم السلام) از رسول خدا (صلی الله علیه و آله)، نقل فرموده اند که آن حضرت فرمود:

محبت ما- اهل بیت- (خاندان رسالت)، گناهان را می پوشاند و حسنات را مضاعف (دو چندان) می سازد.

و خداوند(تعالی)- از جانب دوستان ما- اهل بیت- آنچه را که بر ذمّه آنها هست از مظالم بندگان به عهده می گیرد- به استثناء اعمالی که به عنوان ستم و اِضرار بر مؤمنین انجام شده باشد- آنگاه به گناهان می گوید: تبدیل به حسنات شوید.

* از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله)، منقول است که:

محبت علیّ بن ابیطالب، حسنه ای است که با وجود آن، هیچ گناهی زیان نمی رساند؛ و دشمنی با او، گناهی است که با وجود آن، هیچ حسنه ای سود نمی بخشد.

* از امام باقر(علیه السلام)، منقول است که رسول خدا(صلی الله علیه و آله)، به علی(علیه السلام)، فرمود:

یا علی! محبت تو در دل هیچ فرد باایمانی مستقر نمی شود، مگر اینکه هرگاه از او قدمی بر صراط بلغزد، قدم دیگرش ثابت می ماند؛ تا آنکه سرانجام، او را خداوند به سبب محبت تو، داخل بهشتش می نماید.

* از عبدالله بن مسعود نقل شده است که در یکی از سفرها در خدمت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) بودیم. مردی بادیه نشین از دور به صدایی بلند آواز داد: ای محمد، صلی الله علیه و آله و سلم!

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)، فرمود: چه می خواهی؟

گفت: کسی، قومی را دوست می دارد ولی در عمل، پیروی از آنها نمی کند.(در روز جزا، چه وضعی خواهد داشت)؟

رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمود:

انسان، با همان کس خواهد بود که دوستش دارد.

کیفر دروغ بستن بر خدای گرامی و بزرگ و پیامبر(صلی الله علیه و آله) و امامان(علیهم السلام)

امام صادق (علیه السلام)، فرمود:

دروغ بستن بر خدای گرامی و بزرگ و پیامبرش(صلی الله علیه و آله) و جانشینانش(علیهم السلام)، از گناهان کبیره است.

و پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود:

هرکه سخنی را به من نسبت دهد که آن را نگفته ام، باید در دوزخ، منزل گزیند.

کیفر آنکس که به خدا سوگند دروغ بخورد

* امام صادق (علیه السلام)، فرمود:

هرکه آگاهانه به خدا سوگند دروغ بخورد، با خدای گرامی و بزرگ به ستیز برخاسته است.

* امام باقر(علیه السلام)، روایت نموده که پیامبرخدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:

از سوگند دروغ برحذر باشید که بی گمان خانه ها را از ساکنانش، خالی گرداند.

پاداش گریستن از ترس خدای گرامی و بزرگ

* امام صادق (علیه السلام)، فرمود:

هرچیزی دارای پیمانه و وزنی است جز اشک ها که بی تردید قطره ای اشک، دریایی از آتش را خاموش کند و آن هنگام که چشمی پر از اشک شود، ناداری و خواری بر آن رخسار ننشیند، پس چون اشک جاری شد، خداوند او را بر آتش دوزخ حرام کند و اگر یک نفر در میان امتی بگرید، بی گمان همه آن امت به رحمت الهی دست یابند.

* امام صادق از پدرش(علیهماالسلام) روایت نموده که پیامبرخدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:

خوشا بر رخساری که خداوند در حالی بر او نگرد که او برای گناهی از ترس خدای گرامی و بزرگ می گرید و دیگری از آن گناه، آگاهی ندارد.

عذابی که سبک ترینش این است!چگونه می شود آن را سهل و آسان گرفت؟!

 از امام صادق(علیه السلام)، منقول است:

 سبک عذاب ترین مردم به روز قیامت، مردی است که میان آتشی اندک و کم عمق (از آتش های دوزخ) قرار گرفته و یک جفت کفش بنددار آتشین به پا دارد که بر اثر آن مغز سرش می جوشد، آنچنانکه دیگ می جوشد و او چنین می پندارد که در میان جهنم، کسی سخت عذاب تر از او نمی باشد. در حالتی که کسی سبک عذاب تر از وی در میان جهنم وجود ندارد.

گوشه ای از زندگی دور از تجمل  پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله)

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)، چنین بود که بر روی زمین(خالی از فرش یا بدون اینکه خوان طعام بگسترد)، غذا می خورد و (متواضعانه) مانند بردگان می نشست. با دست خویش پارگی کفشش را می دوخت و جامه اش را وصله می کرد. بر درازگوش برهنه سوار می شد و (کسی را هم) پشت سر خویش سوار می کرد.

بر درب اتاقش پرده نقش داری آویزان بود، به یکی ازهمسرانش می فرمود: آن را از (مقابل چشم) من (بردار و) پنهان کن؛ چه آنکه من وقتی به آن می نگرم، به یاد دنیا و تجملات آن می افتم.

بستر خوابش، عبایش بود که آن را دولا می کرد و روی آن می خوابید. یک شب خواستند مهربانی به حال پیامبر عزیز خدا کرده باشند؛ عبا را چهارلا کردند. وقتی بیدار شد، فرمود: امشب این بستر نرم موجب شد که دیرتر از هر شب به نماز برخیزم. همان عبای دولا برایم بهتر است.

سفره ای برایش پهن کردند که اندکی از زمین ارتفاع داشت؛ متغیر شد و فرمود آن را برچیدند و غذا را روی زمین نهادند.

یعنی: من که پیشوا واسوه شما هستم، با تجمل زندگی نمی سازم! و تعجب آور است، ما مسلمانان که به زعم خود در مسیر او و به دنبال او در حرکتیم، در تجمل گرایی و آرایش دادن به چهره زندگی تا چه حد در تلاش و تکاپو هستیم! و او که پیامبر و رهبر و راهنمای ماست، در تجمل زدایی و برکنار ساختن آب و رنگ مصنوعی از قیافه زندگی تا چه حد در تلاش و تقلا است!

در حین عبور از راهی به کنار مزبله ای که در آن پاره هایی از جامه های کهنه و استخوانهای پوسیده و از هم متلاشی گشته افتاده بود، ایستاد و به یارانش فرمود: «هَلُمُّوا الَی الدُّنیا» : «بشتابید و دنیا را بنگرید!»

آنگاه از آن پارچه ها و استخوانهای پوسیده افتاده در مزبله، مقداری برداشت و فرمود: «هذِهِ الدُّنیا!» :«اینها دنیا است!»

با که مجالست کنیم؟!

از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) پرسیدند:

کدامیک از همنشینان، نیکو و شایسته هم نشینی است؟

فرمود: آن کس که دیدارش شما را به یاد خدا اندازد و گفتارش بر علم شما افزاید و کردارش شما را متذکر آخرت سازد.