دل من گم شد؛ اگر پيدا شد، بسپاريد امانات رضا...
و اگر از تپش افتاد دلم، ببريدش به ملاقات رضا...
از رضا خواسته ام بگذارد که غلامش بشوم...
همه گفتند محال است ولی، دلخوشم من به محالات رضا...