سپس به عنوان يك نتيجه گيرى از جمله گذشته مى‏ افزايد: "پس كسى كه به طاغوت (بت و شيطان و انسانهاى طغيانگر) كافر شود و به خدا ايمان آورد، به دستگيره محكمى دست زده است كه گسستی براى آن وجود ندارد" (فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى‏ لَا انْفِصامَ لَها).

"طاغوت" صيغه مبالغه از ماده "طغيان" به معنى تعدّى و تجاوز از حد و مرز است، و به هر چيزى كه سبب تجاوز از حد گردد گفته مى ‏شود؛ از اين رو شياطين، بتها، حكّام جبّار و مستكبر و هر معبودى غير از پروردگار و هر مسيرى كه به غير حق منتهى مى ‏شود، همه طاغوت است (بايد توجه داشت كه اين كلمه هم به معنى مفرد و هم به معنى جمع به كار مى‏ رود).

در اين جمله قرآن مى ‏گويد: هر كس به "طاغوت" كافر شود و از آن روى گرداند و به خدا ايمان آورد به دستگيره محكمى دست زده است كه هرگز گسسته نمى‏ شود.

در اين كه منظور از "طاغوت" در آيه چيست؟ مفسران سخنان بسيارى گفته ‏اند بعضى آن را به معنى شيطان و بعضى به معنى كاهنان و بعضى به معنى ساحران تفسير كرده ‏اند، ولى چنين به نظر مى ‏رسد كه منظور، همه آنها بلكه وسيع‏تر از آنها بوده باشد. يعنى همان مفهوم عامى كه از كلمه طاغوت استفاده مى‏ شود كه هر موجود طغيان گر و هر آيين و مسير انحرافى و نادرست را در بر مى‏ گيرد.

آيه در حقيقت دليلى است براى جمله‏ هاى سابق كه در دين و مذهب نيازى به اكراه نيست. زيرا دين دعوت به سوى خدا كه منبع هر خير و بركت و هر سعادتى است مى‏ كند، در حالى كه ديگران دعوت به سوى ويرانگرى و انحراف و فساد مى ‏نمايند، و به هر حال دست زدن به دامن ايمان به خدا همانند دست زدن به يك دستگيره محكم نجات است كه هرگز امكان گسستن ندارد.

و در پايان مى‏ فرمايد: "و خداوند شنوا و دانا است" (وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ).

اشاره به اينكه مساله كفر و ايمان چيزى نيست كه با تظاهر انجام گيرد، زيرا خداوند سخنان همه را اعم از آنچه آشكارا مى‏ گويند يا در جلسات خصوصى و نهانى، همه را مى‏ شنود، و همچنين از مكنون دلها و ضماير آگاه است، بنابراين كفر يا ايمان هر كس براى او روشن مى‏ باشد.

اين جمله در حقيقت تشويقى است براى مؤمنان واقعى، و تهديدى است براى منافقان كه از پوشش ظاهرى اسلام سوء استفاده مى‏ كنند.


تفسیر نمونه، جلد 2