بررسی اکراه و اجبار از منظر قرآن (2)
"طاغوت" صيغه مبالغه از ماده "طغيان" به معنى تعدّى و تجاوز از حد و مرز است، و به هر چيزى كه سبب تجاوز از حد گردد گفته مى شود؛ از اين رو شياطين، بتها، حكّام جبّار و مستكبر و هر معبودى غير از پروردگار و هر مسيرى كه به غير حق منتهى مى شود، همه طاغوت است (بايد توجه داشت كه اين كلمه هم به معنى مفرد و هم به معنى جمع به كار مى رود).
در اين جمله قرآن مى گويد: هر كس به "طاغوت" كافر شود و از آن روى گرداند و به خدا ايمان آورد به دستگيره محكمى دست زده است كه هرگز گسسته نمى شود.
در اين كه منظور از "طاغوت" در آيه چيست؟ مفسران سخنان بسيارى گفته اند بعضى آن را به معنى شيطان و بعضى به معنى كاهنان و بعضى به معنى ساحران تفسير كرده اند، ولى چنين به نظر مى رسد كه منظور، همه آنها بلكه وسيعتر از آنها بوده باشد. يعنى همان مفهوم عامى كه از كلمه طاغوت استفاده مى شود كه هر موجود طغيان گر و هر آيين و مسير انحرافى و نادرست را در بر مى گيرد.
آيه در حقيقت دليلى است براى جمله هاى سابق كه در دين و مذهب نيازى به اكراه نيست. زيرا دين دعوت به سوى خدا كه منبع هر خير و بركت و هر سعادتى است مى كند، در حالى كه ديگران دعوت به سوى ويرانگرى و انحراف و فساد مى نمايند، و به هر حال دست زدن به دامن ايمان به خدا همانند دست زدن به يك دستگيره محكم نجات است كه هرگز امكان گسستن ندارد.
و در پايان مى فرمايد: "و خداوند شنوا و دانا است" (وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ).
اشاره به اينكه مساله كفر و ايمان چيزى نيست كه با تظاهر انجام گيرد، زيرا خداوند سخنان همه را اعم از آنچه آشكارا مى گويند يا در جلسات خصوصى و نهانى، همه را مى شنود، و همچنين از مكنون دلها و ضماير آگاه است، بنابراين كفر يا ايمان هر كس براى او روشن مى باشد.
اين جمله در حقيقت تشويقى است براى مؤمنان واقعى، و تهديدى است براى منافقان كه از پوشش ظاهرى اسلام سوء استفاده مى كنند.
گوش کن...