بررسی اکراه و اجبار از منظر قرآن (1)
لَا إِكْرَاهَ فىِ الدِّينِ قَد تَّبَينََ الرُّشْدُ مِنَ الْغَىِّ فَمَن يَكْفُرْ بِالطَّغُوتِ وَ يُؤْمِن بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى لَا انفِصَامَ لَهَا وَ اللَّهُ سَميعٌ عَلِيمٌ (بقره 256)
تفسير: دين اجبارى نيست.
آية الكرسى در واقع مجموعه اى از توحيد و صفات جمال و جلال خدا بود كه اساس دين را تشكيل مى دهد، و چون در تمام مراحل با دليل عقل قابل استدلال است و نيازى به اجبار و اكراه نيست، در اين آيه مى فرمايد: در قبول دين هيچ اكراهى نيست، (زيرا) راه درست از بيراهه آشكار شده است "لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ."
"رشد" از نظر لغت عبارت است از راهيابى و رسيدن به واقع، در برابر "غى" كه به معنى انحراف از حقيقت و دور شدن از واقع است.
از آنجا كه دين و مذهب با روح و فكر مردم سر و كار دارد و اساس و شالوده اش بر ايمان و يقين استوار است، خواه و ناخواه راهى جز منطق و استدلال نمى تواند داشته باشد و جمله "لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ" در واقع اشاره اى به همين است.
به علاوه همانگونه كه از شأن نزول آيه استفاده مى شود، بعضى از ناآگاهان از پيامبر اسلام (ص) مى خواستند كه او همچون حكّام جبّار با زور و فشار اقدام به تغيير عقيده مردم (هر چند در ظاهر) كند، آيه فوق صريحا به آنها پاسخ داد كه دين و آيين چيزى نيست كه با اكراه و اجبار تبليغ گردد، به خصوص اينكه در پرتو دلائل روشن و معجزات آشكار، راه حق از باطل آشكار شده و نيازى به اين امور نيست.
اين آيه پاسخ دندان شكنى است به آنها كه تصور مى كنند اسلام در بعضى از موارد جنبه تحميلى و اجبارى داشته و با زور و شمشير و قدرت نظامى پيش رفته است.
جايى كه اسلام اجازه نمى دهد پدرى فرزند خويش را براى تغيير عقيده تحت فشار قرار دهد، تكليف ديگران روشن است، اگر چنين امرى مجاز بود، لازم بود اين اجازه، قبل از هر كس به پدر درباره ی فرزندش داده شود، در حالى كه چنين حقى به او داده نشده است.
و از اينجا روشن مى شود كه اين آيه تنها مربوط به اهل كتاب نيست آن چنان كه بعضى از مفسران پنداشته اند، و همچنين حكم آيه هرگز منسوخ نشده است آن چنان كه بعضى ديگر گفته اند بلكه حكمى است جاودانى و هماهنگ با منطق عقل.
تفسیر نمونه، جلد 2
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۵/۰۲ ساعت 10:30 توسط علی
|
گوش کن...