زندگینامه و کرامات حاج شیخ غلامرضا فقیه خراسانی

طیّ الارض شیخ غلامرضا فقیه خراسانی

خدمتکار حاج شیخ می گفت:در خدمت حاج شیخ غلامرضا به ابرند آباد (یکی از روستاهای نزدیک یزد) رفتیم. ایشان در آنجا به منبر رفت و سخنرانی کرد. همزمان با پایان یافتن سخنرانی، موذن اذان مغرب را شروع کرد. حاج شیخ هنوز بالای منبر بود و فرمود: قصد دارم نماز مغرب را در مسجد ریگ بخوانم ( مسجد ریگ واقع در خیابان قیام یزد که حاج شیخ  مدت زیادی در آنجا اقامه نماز داشتند). از کلام ایشان بسیار متعجب شدم. هنگامی که سوار مرکب شد. به ایشان گفتم: الان اذان مغرب است، چطور با این حیوان می خواهید خود را به مسجد ریگ برسانید؟ حاج شیخ فرمود: تو جلو حیوان حرکت کن. ناگهان متوجه شدم که نزدیک مسجد ریگ هستیم در حالی که هنوز اذان مغرب تمام نشده بود!

منبع: کتاب تندیس پارسایی (نا نوشته هایی از زندگی و مکارم اخلاقی حضرت آیت الله حاج شیخ غلامرضا یزدی)

 

زندگینامه ی حاج شیخ را در ادامه ی متن بخوانید.

ادامه نوشته

محبّت متقابل

مردى به حضرت امام رضا عليه السّلام عرضكرد كه اندازه‏ ى حُسن خلق چقدر است؟   امام فرمود:همان را كه براى خودت از مردم انتظار دارى همان را براى مردم بگوئى.

سپس عرضكرد پس اندازه‏ ى توكل چقدر است؟ فرمود: به جز از خدا از هيچ كس نترسى.

عرض كرد من دوست دارم بدانم كه شما مرا چقدر دوست دارى؟ فرمود: مراجعه ‏ى به دلت كن، ببين تو مرا چقدر دوست دارى، من هم همان اندازه تو را دوست دارم.   

 ارشاد القلوب جلد 1  صفحه 325

حاکم و فقراء

حماد بن عثمان گويد:

در محضر امام صادق عليه السلام بودم كه مردى به آنحضرت عرضكرد اصلحك الله، شما فرمودى كه على بن ابيطالب عليه السلام لباس زبر و خشن در بر ميكرد و پيراهن چهار درهمى ميپوشيد و مانند اينها، در صورتى كه بر تن شما لباس نو مي بينيم.

حضرت به او فرمود: همانا على ابن ابيطالب عليه السلام آن لباسها را در زمانى مى پوشيد كه بد نما نبود، و اگر آن لباس را اين زمان مى پوشيد به بدى انگشت نما مى شد، پس بهترين لباس هر زمان، لباس مردم آنزمانست، ولى قائم ما اهلبيت عليهم السلام زمانيكه قيام كند، همان جامه ی على عليه السلام را پوشيده و به روش على عليه السلام رفتار كند.

(زيرا آنحضرت هم حكمفرامائى و زمامدارى كند و وظيفه امام عليه السلام در زمان حكومتش اينست كه خود را در رديف مردم فقير آورد).

اصول كافى جلد 2 صفحه 274

یکسانی منزلت

مردی از اهل بلخ می گوید: در سفری که علی بن موسی الرضا (ع) به خراسان می رفت من با آن حضرت بودم. روزی در کنار سفره خود تمام نوکرها و غلامان سیاه و سفید را برای صرف غذا جمع کرد. عرض کردم بهتر بود برای غلامان و نوکرها سفره جداگانه ای می گستردند، حضرت فرمود: ساکت باش، خدای همه یکی است، مادر و پدر همه یکی است، پاداش و کیفر هرکس بسته به طرز عمل اوست. 

الحدیث جلد 1 ص 67

جهاد اکبر

حضرت امام رضا (ع) فرمودند:

 رسول اکرم (ص) در رهگذر با یکی از اصحاب خود که از جبهه جنگ بر می گشت مواجه شد، او ژولیده و غبار آلوده و مسلّح به طرف منزل خود می رفت. 

پیامبر به وی فرمود: از جهاد اصغر برگشته ای و به جهاد اکبر باز می گردی، عرض کرد مگر جهادی بالاتر از جنگ با شمشیر هست؟ فرمود بلی، جهاد آدمی با نفس خود.

الحدیث جلد 3 صفحه 306

برخورد قاطعانه باخيانت کارگزاران

به امیرالمؤمنین علیّ بن ابی طالب خبر رسید که یکی از قاضیانش به نام شریح قاضی، خانه ای به قیمت هشتاد دینار خریده است. در نامه ای به او گفت:

به من خبر دادند که خانه‏اي به هشتاد دينار خريده‏اي، و سندي براي آن نوشته‏اي، و گواهاني آن را امضا کرده‏اند.

شريح گفت: آري اي امير مؤمنان.

امام (ع) نگاه خشم‏آلودي به او کرد و فرمود: اي شريح! به زودي کسي به سراغت مي‏آيد که به نوشته‏ات نگاه نمي‏کند، و از گواهانت نمي‏پرسد، تا تو را از آن خانه بيرون کرده و تنها به قبر بسپارد. اي شريح! انديشه کن که آن خانه را با مال ديگران يا با پول حرام نخريده باشي، که آنگاه خانه دنيا و آخرت را از دست داده‏اي. اما اگر هنگام خريد خانه، نزد من آمده بودي، براي تو سندي مي‏نوشتم که ديگر براي خريد آن به درهمي يا بيشتر، رغبت نمي‏کردي و آن سند را چنين مي‏نوشتم: هشدار از بي‏اعتباري دنياي حرام اين خانه‏اي است که بنده‏اي خوارشده، و مرده‏اي آماده کوچ کردن، آن را خريده، خانه‏اي از سراي غرور، که در محله نابودشوندگان، و کوچه هلاک شدگان قرار دارد، اين خانه به چهار جهت منتهي مي‏گردد. يک سوي آن به آفتها و بلاها، سوي دوم آن به مصيبتها، و سوي سوم به هوا و هوسهاي سست‏کننده، و سوي چهارم آن به شيطان گمراه‏کننده ختم مي‏شود، و در خانه به روي شيطان گشوده است. اين خانه را فريب خورده ی آزمند، از کسيکه خود به زودي از جهان رخت برمي‏بندد، به مبلغي که او را از عزت و قناعت خارج و به خواري و دنياپرستي کشانده، خريداري نموده است. هرگونه نقصي در اين معامله باشد، بر عهده پروردگاري است که اجساد پادشاهان را پوسانده، و جان جباران را گرفته، و سلطنت فرعونها چون (کسري) و (قيصر) و (تبع) و (حمير) را نابود کرده است. عبرت از گذشتگان و آنان که مال فراوان گرد آوردند، و بر آن افزودند، و آنان که قصرها ساختند، و محکم‏کاري کردند، طلاکاري نمودند، و زينت دادند، فراوان اندوختند، و نگهداري کردند، و به گمان خود براي فرزندان خود گذاشتند، اما همگي آنان به پاي حسابرسي الهي، و جايگاه پاداش و کيفر رانده مي‏شوند، آنگاه که فرمان داوري و قضاوت نهايي صادر شود (پس تبهکاران زيان خواهند ديد.) به اين واقعيتها، عقل گواهي مي‏دهد هرگاه که از اسارت هواي نفس نجات يافته، و از دنياپرستي به سلامت بگذرد.

نهج البلاغه    نامه 3 

ضرورت ساده ‏زيستي کارگزاران

از نامه های امیرمؤمنان است به عثمان بن حنیف انصاری که عامل امام در بصره بود. به امام خبر دادند که او را به مهمانی کسانی از اهل بصره دعوت کرده اند و او هم رفته. امام در نامه ای به او نوشت:

پس از ياد خدا و درود! اي پسر حنيف، به من گزارش دادند که مردي از سرمايه‏داران بصره، تو را به مهماني خويش فرا خواند و تو به سرعت به سوي آن شتافتي، خوردنيهاي رنگارنگ براي تو آوردند، و کاسه‏هايي پر از غذا پي در پي جلوي تو مي‏نهادند، گمان نمي‏کردم مهماني مردمي را بپذيري که نيازمندانشان با ستم محروم‏شده، و ثروتمندانشان بر سر سفره دعوت شده‏اند، انديشه کن در کجايي؟ و بر سر کدام سفره مي‏خوري؟ پس آن غذايي که حلال و حرام بودنش را نمي‏داني دور بيافکن، و آنچه را به پاکيزگي و حلال بودنش يقين داري مصرف کن.
امام الگوي ساده‏زيستي آگاه باش! هر پيروي را امامي است که از او پيروي مي‏کند، و از نور دانشش روشني مي‏گيرد، آگاه باش! امام شما از دنياي خود به دو جامه فرسوده، و دو قرص نان رضايت داده است، بدانيد که شما توانايي چنين کاري را نداريد اما با پرهيزکاري و تلاش فراوان و پاکدامني و راستي، مرا ياري دهيد. پس سوگند به خدا! من از دنياي شما طلا و نقره‏اي نياندوخته، و از غنيمتهاي آن چيزي ذخيره نکرده‏ام، بر دو جامه کهنه‏ام جامه‏اي نيفزودم، و از زمين دنيا حتي يک وجب در اختيار نگرفتم و دنياي شما در چشم من از دانه تلخ درخت بلوط ناچيزتر است.
آري از آنچه آسمان بر آن سايه افکنده، فدک در دست ما بود که مردمي بر آن بخل ورزيده، و مردمي ديگر سخاوتمندانه از آن چشم پوشيدند، و بهترين داور خداست، مرا با فدک و غير فدک چه کار است؟ در صورتيکه جايگاه فرداي آدمي گور است. که در تاريکي آن، آثار انسان نابود و اخبارش پنهان مي‏گردد، گوالي که هر چه بر وسعت آن بيفزايند، و دستهاي گورکن فراخش نمايد، سنگ و کلوخ آن را پر کرده، و خاک انباشته رخنه‏هايش را مسدود کند. من نفس خود را با پرهيزکاري مي‏پرورانم، تا در روز قيامت که هراسناکترين روزهاست در امان، و در لغزشگاههاي آن ثابت قدم باشد.
من اگر مي‏خواستم، مي‏توانستم از عسل پاک، و از مغز گندم، و بافته‏هاي ابريشم، براي خود غذا و لباس فراهم آورم، اما هيهات که هواي نفس بر من چيره گردد، و حرص و طمع مرا وادارد که طعامهاي لذيذ برگزينم، در حالي که در (حجاز) يا (يمامه) کسي باشد که به قرص ناني نرسد، و يا هرگز شکمي سير نخورد، يا من سير بخوابم و پيرامونم شکمهايي که از گرسنگي به پشت چسبيده، و جگرهاي سوخته وجود داشته باشد، يا چنان باشم که شاعر گفت: (اين درد تو را بس که شب را با شکم سير بخوابي.) (و در اطراف تو شکمهايي گرسنه و به پشت چسبيده باشد.)
آيا به همين رضايت دهم که مرا اميرالمومنين (ع) خوانند؟ و در تلخي‏هاي روزگار با مردم شريک نباشم؟ و در سختي‏هاي زندگي الگوي آنان نگردم؟ آفريده نشده‏ام که غذاهاي لذيذ و پاکيزه مرا سرگرم سازد، چونان حيوان پرواري که تمام همت او علف، و يا چون حيوان رهاشده که شغلش چريدن و پر کردن شکم بوده، و از آينده خود بي‏خبر است. آيا مرا بيهوده آفريدند؟ آيا مرا به بازي گرفته‏اند؟ آيا ريسمان گمراهي در دست گيرم؟ و يا در راه سرگرداني قدم بگذارم؟ گويا مي‏شنوم که شخصي از شما مي‏گويد: (اگر غذاي فرزند ابيطالب همين است، پس سستي او را فرا گرفته و از نبرد با هماوردان و شجاعان بازمانده است.) آگاه باشيد! درختان بياباني، چوبشان سخت‏تر، اما درختان کناره جويبار را پوست نازک‏تر است، درختان بياباني که با باران سيراب مي‏شوند آتش چوبشان شعله‏ورتر و پردوام‏تر است. من و رسول خدا (ص) چونان روشنايي يک چراغيم، يا چون آرنج به يک بازو پيوسته، به خدا سوگند! اگر اعراب در نبرد با من پشت به پشت يکديگر بدهند، از آن روي برنتابم، و اگر فرصت داشته باشم به پيکار همه مي‏شتابم، و تلاش مي‏کنم که زمين را از اين شخص (معاويه) مسخ‏شده، و اين جسم کج‏انديش، پاک سازم تا سنگ و شن از ميان دانه‏ها جدا گردد. (قسمتي از آخر نامه) اي دنيا از من دور شو، مهارت را بر پشت تو نهاده، و از چنگالهاي تو رهايي يافتم، و از دامهاي تو نجات يافته، و از لغزشگاههايت دوري گزيده‏ام، کجايند بزرگاني که به بازيچه‏هاي خود فريبشان داده‏اي؟ کجايند امتهايي که با زور و زيورت آنها را فريفتي؟ که اکنون در گورها گرفتارند! و درون لحدها پنهان شده‏اند.
امام و دنياي دنياپرستان اي دنيا به خدا سوگند! اگر شخصي ديدني بودي، و قالب حس کردني داشتي، حدود خدا را بر تو جاري مي‏کردم، به جهت بندگاني که آنها را با آرزوهايت فريب دادي، و ملتهايي که آنها را به هلاکت افکندي، و قدرتمنداني که آنها را تسليم نابودي کردي، و هدف انواع بلاها قرار دادي که ديگر راه پس و پيش ندارند، اما هيهات! کسي که در لغزشگاه تو قدم گذارد سقوط کرد، و آن کس که بر امواج تو سوار شد غرق گرديد، کسي که از دامهاي تو رست پيروز شد، آن کس که از تو به سلامت گذشت نگران نيست که جايگاهش تنگ است، زيرا دنيا در پيش او چونان روزي است که گذشت. از برابر ديدگانم دور شو، سوگند به خدا، رام تو نگردم که خوارم سازي، و مهارم را به دست تو ندهم که هر کجا خواهي مرا بکشاني، به خدا سوگند، سوگندي که تنها اراده خدا در آن است، چنان نفس خود را به رياضت وادارم که به يک قرص نان، هرگاه بيابم، و به نمک به جاي نان‏خورش قناعت کند، و آنقدر از چشم‏ها اشک ريزم که چونان چشمه‏اي خشک درآيد، و اشک چشم پايان پذيرد. آيا سزاوار است که چرندگان فراوان بخورند و راحت بخوابند، و گله گوسفندان پس از چرا کردن به آغل رو کنند، و علي نيز از زاد و توشه ی خود بخورد و استراحت کند؟ چشمش روشن باد! که پس از ساليان دراز، چهار پايان رهاشده، و گله‏هاي گوسفندان را الگو قرار دهد!! خوشا به حال آن کس که مسووليتهاي واجب را در پيشگاه خدا به انجام رسانده، و در راه خدا هرگونه سختي و تلخي را به جان خريده، و به شب زنده‏داري پرداخته است، و اگر خواب بر او چيره شود بر روي زمين خوابيده، و کف دست را بالين خود قرار مي‏دهد، در گروهي که ترس از معاد خواب را از چشمانشان ربوده، و پهلو از بسترها گرفته، و لبهايشان به ياد پروردگار در حرکت و با استغفار طولاني گناهان را زدوده‏اند. (آنان حزب خداوندند، و همانا حزب خدا رستگار است.)

نهج البلاغه    نامه۴۵

حرمت شدید شراب

امام علی (ع) فرمودند:

 اگر قطره ای شراب در نهری بریزند، سپس آن نهر خشک شود و در آن علف بروید، چهارپایان را در آن نخواهم چرانید. 

 سعد السعود صفحه 128

مناظره علمی امام صادق(ع)

روزی امام صادق علیه السلام به مجلس منصور دوانیقی وارد شد. طبیب هندی ‏کنار خلیفه نشسته بود. او کتاب‎هایی را که در موضوع «علم طب»نگاشته شده بود، برای خلیفه می‏خواند تا ضمن سرگرم ساختن او بر معلومات خلیفه بیفزاید.
امام صادق علیه السلام در گوشه‏ی مجلس نشست. بارانی از هیبت و ابهت از چهره حضرت می‏بارید. مدتی گذشت. هنگامی که طبیب از خواندن کتاب‎ها فارغ شد، نگاه‏اش به امام صادق علیه السلام دوخته شد. لحظاتی مشغول‏ تماشای سیمای حضرت شد. ابهت و صلابت امام تنش را لرزاند. نگاه‏اش‏ را به سوی خلیفه برگرداند و با این سؤال سکوت را شکست:
- این مرد کیست؟
- او عالم آل محمد(صلی الله علیه و آله) است.
- آیا میل دارد از اندوخته‏های علمی من بهره‏مند گردد؟
نگاه خلیفه روی امام قرار گرفت. قبل از این که چیزی بگوید،امام لب به سخن گشود: نه!
طبیب که از پاسخ امام شگفتش زده بود، پرسید: چرا؟
- چون بهتر از آنچه تو داری، در اختیار دارم.
- چه چیز در اختیار داری؟
- گرمی را با سردی معالجه می‏کنم و سردی را با گرمی، رطوبت را با خشکی درمان می‏کنم و خشکی را با رطوبت و آنچه را که پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) فرموده به کار می‏بندم و نتیجه کار را به خداوند وامی‏گذارم.
سپس به سخن جدش رسول الله اشاره کرده، افزود: «معده خانه ‏هر بیماری و پرهیز، سر هر درمان است.»
طبیب هندی برای این که سخنان امام را سبک جلوه دهد، پرسید: مگر طب غیر از این‏ها است که گفتی؟! امام فرمود: گمان می‏کنی من مثل تو این‏ها را از کتاب‎های طبی آموخته‏ام؟!

- حتما، غیر از این، راهی برای فراگیری علم طب وجود ندارد.
- نه، به خدا سوگند، جز از خداوند، از دیگری نیاموخته‏ام. اکنون ‏بگو کدام یک از من و تو در علم طب داناتریم؟
- کار من طبابت است و حتما در طب از شما عالم ترم.
- پس لطفا به سوال‎هایم پاسخ گویید.
- بپرسید.
- چرا سر آدمی یک پارچه نیست و از قطعات مختلف به وجود آمده ‏است؟ نمی‏دانم.
- چرا پیشانی مانند سر انسان از مو پوشیده نیست؟ نمی‏دانم.
- چرا بر روی پیشانی خطوط مختلفی نقش بسته است؟ نمی‏دانم.
- چرا ابروها در بالای دیدگان انسان قرار گرفته است؟ نمی‏دانم.
- چرا چشم‎های انسان به شکل لوزی ساخته شده است؟ نمی‏دانم.
- چرا بینی میان دو چشم قرار گرفته است؟ نمی‏دانم.
- چرا سوراخ‎های بینی در زیر آن خلق شده است؟ نمی‏دانم.
- چرا لب فوقانی و سبیل در قسمت ‏بالای دهان آفریده شده است؟ نمی‏دانم.

- چرا دندان‎های جلو، تیز و دندان‎های آسیاب، پهن و دندان‎های ‏انیاب (نیش)، دراز آفریده شده است؟ نمی‏دانم.
- چرا کف دست و پا، مو ندارد؟ نمی‏دانم.
- چرا مرد ریش دارد ولی زن فاقد ریش است؟ نمی‏دانم.
- چرا ناخن و موهای سر انسان روح ندارند؟ نمی‏دانم.
- چرا قلب، صنوبری شکل آفریده شده است؟ نمی‏دانم.
- چرا ریه در دو قسمت آفریده شده و در جای خود متحرک است؟ نمی‏دانم.
- چرا کلیه‏ها مانند لوبیا خلق شده‏اند؟ نمی‏دانم.
- چرا کاسه زانوها رو به جلو قرار دارد؟ نمی‏دانم.
- چرا میان کف پا، گود است و با زمین تماس ندارد؟ نمی‏دانم.

- ای طبیب هندی! ولی من به فضل خداوند، به حکمت و پاسخ این ‏سوال‎ها آگاه‏ام. طبیب که چاره‏ای جز تسلیم شدن نداشت، گفت: پاسخ‎ها را بگویید تا بهره‏مند گردم. آنگاه امام به ترتیب به یکایک سوال‎های مطرح شده، چنین پاسخ‏ گفتند:
- به این جهت ‏سر از قطعات مختلف تشکیل شده و شکاف‎هایی برایش ‏قرار داده شده است تا صداع (سردرد) آن را نیازارد.
- خداوند مو را بالای سر رویانده تا به وسیله آن روغن لازم به ‏مغز برسد و بخار مغز از طریق موها خارج شود. همین طور، پوششی ‏برای سرما و گرما باشد. ولی در پیشانی مو نیافریده تا چشم‏ها مزاحمی نداشته باشند و بتوانند به راحتی نور بگیرند.
- ابروها را بالای چشم قرار داد تا به اندازه کافی به چشم‏ها نور برسد و نیز از رسیدن نور زیاد جلوگیری کند. چون زیادی نور، چشم‏ را آزار داده و زمینه معیوب شدن آن را فراهم می‏سازد.
- چشم‏ها به شکل لوزی آفریده شده تا داروهایی که با سرمه ‏استعمال می‏شود، به آسانی وارد چشم شده، چرک و مرض به آسانی از آن به وسیله اشک خارج شود.
- به این جهت ‏بینی را میان دو چشم قرار داده است که بینی نور را به دو قسمت مساوی تقسیم می‏کند تا نور به طور اعتدال به ‏چشم‏ها برسد.
- سوراخ‎های بینی را در پایین آن آفریده تا چرک‏های انباشته شده‏ در مغز از این سوراخ‎ها بیرون شده و بوهای معطر که به وسیله هوا متصاعد می‏گردد، از آن، بالا رود.
- لب و سبیل را به این جهت روی دهان قرار داده است تا از ورود کثافات دماغ به داخل دهان جلوگیری کند. و نیز مانع آلوده شدن ‏خوراکی‏ها گردد.
- دندان‎های جلو را تیزتر آفریده تا غذا را قطعه قطعه سازند.
- دندان‎های آسیاب را پهن خلق کرده تا غذا به‏ وسیله آنها کوبیده و نرم گردند. دندان‎های انیاب را درازتر آفریده تا میان دندان‎های ‏آسیاب و دندان‎های پیشین، چون ستونی استوار باشند.
- کف دست و پاها مو ندارند تا بتوانیم اشیاء را به ‏وسیله آنها لمس نموده، از قوه لامسه به اندازه کافی استفاده نماییم.
- برای مرد ریش قرار داده تا به پوشاندن صورت محتاج نباشد و نیز از زن بازشناخته گردد.
- به مو و ناخن‏های تن انسان روح نداده تا چیدن و بریدن آنها دردآور و ناراحت کننده نباشد.
- قلب، صنوبری شکل آفریده شده است تا هنگام آویختگی، نوک‏ باریکش وارد ریه شده و از نسیم آن خنک گردد و نیز مغز سر از حرارت آن آسیب نبیند.
- ریه را در دو قسمت آفریده تا قلب میان فشارهای آن دو (هنگام ‏باز و بسته شدن) داخل شده و هوا بگیرد.
- کلیه‏ها مانند لوبیا ساخته شده‏اند، برای این که «منی‏» از کلیه‏ها قطره قطره به سمت مثانه می‏چکد. اگر کلیه‏ها کروی و یا به ‏شکل چهارگوش بودند، قطرات منی که همواره در حال انبساط و انقباضند، به یکدیگر برخورد کرده و در نتیجه هنگام خروج، موجب‏ التذاذ نمی‏شدند.
- این که کاسه زانوها به سمت جلو قرار گرفته، به این جهت است‏ که انسان رو به جلو حرکت می‏کند. سنگینی بدن انسان رو به جلو است. وقتی زانوها به عقب خم شوند، تعادل انسان حفظ شده، راه‏ رفتن و حرکات انسان ناموزون و لرزان نمی‏شود.
- این که کف پاها را گود و قوسی‏مانند، خلق کرده به این جهت است‏ که تمام کف ‏پاها با زمین تماس پیدا نکند. زیرا اگر تمام کف پاها به زمین تماس پیدا کند، پا، چشم و اعصاب صدمه می‏بینند.
طبیب که تاکنون سکوت کرده و به سخنان امام گوش می‏داد، با تعجب ‏پرسید: این‏ها را از کجا می‏دانی؟!
امام پاسخ داد: از پدرانم فراگرفته‏ام؛ پدرانم از رسول‏ خدا(صلی الله علیه و آله) آموخته‏اند؛ رسول ‏خدا از جبرئیل و جبرئیل از خداوند متعال فرا گرفته است.
طبیب هندی که چنین شخصیت علمی را در عمرش ندیده بود، به فکر فرو رفت. آنگاه در حالی که محو تماشای سیمای امام بود، چنین لب ‏به سخن گشود: تصدیق می‏کنم و شهادت می‏دهم که جز خدای یگانه، خدایی نیست و محمد(ص) فرستاده اوست. به خدا سوگند، تاکنون کسی را در طب، عالم‏تر از تو ندیده‏ام.

منبع:
 طب الصادق، تحقیق علامه عسکری، ص 21، به نقل از بحارالانوار، ج 14، ص 478

آثار تخریبی گناهان

حضرت محمّد (ص) فرمود:

هر گاه مردمان پيمان شكنند، دشمن بر آنان‏ چيره گردد، و هيچ قومى ستم نكردند مگر اينكه كشتار در ميان آنان زياد شد، و منع نكردند گروهى زكات را مگر اينكه آسمان بارانش را از ايشان دريغ داشت، و هر قومى كه در ميانشان زنا شيوع داشت مرگ ناگهانى در آن جمعيت فراوان بود، و هر قومى كه كم فروشى كردند گرفتار قحط سالى شدند.       

  ارشاد القلوب جلد 1

توضیحات حدیث:

نتیجه ی پیمان شکنی : تسلط دشمنان

نتیجه ی ستم قوم : زیاد شدن کشتار در آن قوم

نتیجه ی ترک زکات : حبس باران

نتیجه ی رواج زنا : افزایش مرگ ناگهانی

نتیجه ی کم فروشی : آمدن قحط سالی

لهو و لعب

حضرت محمّد (ص) فرمودند:

در امّت من فرو رفتن در زمین و سنگباران ظاهر میشود. گفته شد یا رسول الله (ص) چه وقت این طور میشود؟ فرمود هرگاه آشکار شود آلات موسیقی و زنان خواننده و شرابخواری، به خدا قسم هر آینه مردمانی از امّت من در شب، خوش و با کیف و ناز و سرگرم بازی هستند، پس در صبح آن شب میمون و خوک شده اند، به سبب اینکه حرام خدا را حلال نموده و زنان خواننده را با خود جمع کرده و کار آنها شرابخواری و رباخواری و پوشیدن حریر است.                                           

منبع: وسائل الشیعه

عدم توجه خدا به اهل موسیقی

حضرت محمّد (ص) فرمودند:

 پنج طایفه هستند که خدا با آنها نگاه نمیکند ( توجه نمیکند )، یکی از آنها اهل موسیقی است.  تفسیر عیاشی

چند حدیث درباره ی حرمت موسیقی

۱. قال رسول الله – صلی الله علیه و آله – : اَنَّ اللهَ بَعثََنی رحمةً للعالَمین و لِاَمحقَ المعازفَ و المزامیرَ و امورَ الجاهلیة.

رسول خدا – صلی الله علیه و آله – فرمود: خداوند مرا مبعوث کرد تا رحمتی برای جهانیان باشم و ساز و نی ها و امور جاهلیت را نابود سازم.

«بحار الانوار، ج ۷۹، ص ۲۵۰»

 *****

2. قال الامام الصّادق – علیه السّلام – : بیتُ الغناء بیتٌ لا تُؤمَنُ فیه الفجیعةُ و لا تُجابُ فیه الدَّعوةُ و لا تَدخلُه الملائکة.

 امام صادق – علیه السّلام – فرمود: خانه ای که در آن غناء و ساز و آواز نواخته شود، از مصیبت ها و بلاهای دردناک در امان نیست و دعا در آن خانه مستجاب نمی گردد و فرشتگان به آن خانه وارد نمی شوند.

«دعائم الاسلام، ج ۲، ص ۲۸۰»

 *****

3. قال رسول الله – صلی الله علیه و آله – : کان اِبلیسُ اَوّلَ مَن تَغَنّی.

رسول خدا – صلی الله علیه و آله – فرمود: ابلیس نخستین کسی است که به غناء و آوازه خوانی پرداخت.

«وسائل الشیعه، ج ۱۲، ص ۲۳۱»

 *****

4. قال الامام الباقر – علیه السّلام – : الغِناءُ مِمّا وَعَدَاللهُ علیه النارَ و تلاهذه الآیة: و مِنَ الناس مَن یشتری لهوَ الحدیث لیُضِلَّ عن سبیل الله … (لقمان، ۶).

امام باقر – علیه السّلام – فرمود: غنا و آوازه خوانی از جمله گناهانی است که خداوند برای آن وعده آتش داده است، سپس این آیه را تلاوت فرمود: «برخی از مردم کسانی هستند که سخن بیهوده را می خرند تا دیگران را از روی نادانی از راه خدا گمراه کنند و آیات الهی را به استهزاء گیرند، برای آنان عذابی خوارکننده خواهد بود».

«وسائل الشیعه، ج ۱۲، ص ۲۲۶»

 *****

5. قال الامام الرضا – علیه السّلام – : اِستماع الاَوتار مِنَ الکبائر.

امام رضا – علیه السّلام – فرمود: گوش دادن به (صدای) تارهای موسیقی از گناهان کبیره است.

«مستدرک الوسائل، ج ۱۳، ص ۲۲۰»

 *****

6. عن ابی عبدالله – علیه السّلام – فی قول الله تعالی: «و اجتنبوا قولَ الزُّور» (حج، ۳۰)، قال: قول الزُّورِ الغِناء.

امام صادق – علیه السّلام – درباره سخن خداوند که می فرماید: «از گفتار باطل بپرهیزید» فرمود: گفتار باطل همان غناء است.

«وسائل الشیعه، ج۱۲، ص۲۲۷»

 *****

7. قال الامام الصّادق – علیه السّلام – : شرُّ الاَصواتِ الغِناء.

 امام صادق – علیه السّلام – فرمود: بدترین صداها، غناء (و آوازه خوانی) است.

«وسائل الشیعه، ج ۱۲، ص ۲۲۹»

 *****

8. قال الامام الصّادق – علیه السّلام – : الغناءُ مجلسٌ لاینظر اللهُ اِلی اَهلهِ.

امام صادق – علیه السّلام – فرمود: مجلس غناء مجلسی است که خدواند به اهل آن نظر (لطف و رحمت) نمی کند.

«وسائل الشیعه، ج ۱۲، ص ۲۸۸»

 *****

9. قال الامام الصّادق – علیه السّلام – : الغناءُ یورث النفاقَ و یُعقِبُ الفقر.

امام صادق – علیه السّلام – فرمود: غناء و آوازه خوانی باعث نفاق و دوروئی شده و فقر و تنگدستی را به دنبال دارد.

«وسائل الشیعه، ج ۱۲، ص۲۳۰»

 *****

10. قال الامام الصّادق – علیه السّلام – : الغناءُ عُشُّ النفاق.

امام صادق – علیه السّلام – فرمود: غناء و آوازه خوانی، لانه نفاق و دوروئی است.

«وسائل الشیعه، ج ۱۲، ص ۲۲۷»

 *****

11. قال رسول الله – صلی الله علیه و آله – : الغناءُ رُقْیَةُ الزّنا.

رسول خدا – صلی الله علیه و آله – فرمود: غناء و آوازه خوانی، طلسم زناکاری است.

«بحار الانوار، ج ۷۹، ص ۲۴۷»

 *****

12. قال الامام الصّادق – علیه السّلام – : الغناءُ یُورِثُ الفقر.

امام صادق – علیه السّلام – فرمود: غناء و آوازه خوانی موجب فقر و تنگدستی می گردد.

«مستدرک الوسائل، ج ۱۳، ص ۲۱۳»

 *****

13. قال الامام الباقر – علیه السّلام – : الغناءُ یُنبِتُ النفاق فی القلب کما یُنبت النخلُ الطلع.

امام باقر – علیه السّلام – فرمود: غناء و آوازه خوانی نفاق و دروئی را در دل می رویاند همان گونه که درخت نخل، خوشه خرما را رویش می دهد.

«دعائم الاسلام، ج ۲، ص ۲۰۸»

 *****

14. قال رسول الله – صلی الله علیه و آله – : اَربعٌ یُفسِدنَ القلبَ و یُنبتنَ النفاقَ فی القلب کما یُنبِتُ الماءَ الشجرَ؛ اِستماعُ اللَّهو و … .

رسول خدا – صلی الله علیه و آله – فرمود: چهار چیز است که قلب و روح را تباه و نفاق را در آن می رویاند، همچنان که آب، درخت را می رویاند؛ (یکی از آنها) گوش دادن به چیزهای لغو و بیهوده است.

«بحار الانوار، ج ۷۹، ص ۲۵۲»

 *****

15. قال رسول الله – صلی الله علیه و آله – : ثلاثٌ یَقسینَ القلبَ: اِستماعُ اللَّهو و … .

رسول خدا – صلی الله علیه و آله – فرمود: سه چیز باعث قساوت و سنگ دلی می گردد: (یکی از آنها) گوش دادن به چیزهای لغو و بیهوده است.

«بحار الانوار، ج ۷۹، ص ۲۵۲»

 *****

16. قال الامام الصّادق – علیه السّلام – : اِستماعُ اللَّهو و الغناء یُنبِتُ النفاقَ کما یُنبت الماءُ الزَّرع.

امام صادق – علیه السّلام – فرمود: گوش کردن به چیزهای بیهوده و غناء و آوازه خوانی، نفاق را می رویاند همان گونه که آب کشتزار را می رویاند.

«وسائل الشیعه، ج ۱۲، ص ۲۳۶»

 *****

17. قال الامام الصّادق – علیه السّلام – : لا یَحِلُّ بیعُ الغِناء و لا شِراءُه و استماعُه نفاقٌ و تعلیمهُ کُفر.

امام صادق – علیه السّلام – فرمود: خرید و فروش (آلات) غناء و ساز وآواز حلال نیست و گوش دادن به آن، نفاق و دوروئی و آموزش دادنش، کفر و بی دینی است.

«دعائم الاسلام، ج ۲، ص ۲۰۹»

 *****

18. قال رسول الله – صلی الله علیه و آله – : مَنِ استمعَ اِلی اللَّهو یُذابُ فی اُذُنهِ الآنُک.

رسول خدا – صلی الله علیه و آله – فرمود: کسی که به چیزهای لهو و بیهوده گوش فرادهد (روز قیامت) در گوشش سرب گداخته (و ذوب شده) ریخته می شود.

«دعائم الاسلام، ج ۲، ص ۲۱۰»

 *****

19. قال رسول الله – صلی الله علیه و آله – : یُحشرُ صاحبُ الطَّنبور یوم القیامةِ و هو أسودُ الوجهِ و بِیَده طنبورٌ من نار و فوقَ رأسه سبعون اَلف ملکٍ، بید کُلُّ ملکٍ مِقْمعَةُ یَضربون رأسَهُ و وجهَه.

 رسول خدا – صلی الله علیه و آله – فرمود: دارنده طنبور (نوعی از آلات موسیقی) روز قیامت محشور می شود در حالی که صورتش سیاه و در دستش طنبوری از آتش است و بالای سرش هفتاد هزار فرشته قرار دارند که در دست هر کدام از آنها عمودی آهنین است که بر سر و صورتش می زنند.

«مستدرک الوسائل، ج ۱۳، ص ۲۱۹»

 *****

20. قال رسول الله – صلی الله علیه و آله – : یُحشَر صاحبُ الغناء مِن قبره اَعمی و اَخرس و اَبکم.

رسول خدا – صلی الله علیه و آله – فرمود: دارنده (آلات) غناء و آوازه خوانی محشور می شود در حالی که کور و کر و لال است.

«مستدرک الوسائل، ج ۱۳، ص ۲۱۹»

 *****

21. قال رسول الله – صلی الله علیه و آله – : لا تَدخلُ الملائکةُ بیتاً فیه خَمرٌ أو دفٌّ أو طَنبُور أو نَردٌ و لا یُستجابُ دعاءُ هُم و تَرتفِع عَنهم البرکةُ.

رسول خدا – صلی الله علیه و آله – فرمود: فرشتگان وارد خانه ای که در آن شراب یا دایره یا طنبور (نوعی از آلات موسیقی) و یا نرد (نوعی وسیله قمار) باشد، نمی شوند و دعای اهل آن خانه مستجاب نمی گردد و برکت از آنان برداشته می شود.

«مستدرک الوسائل، ج ۱۳، ص ۲۱۸»

 *****

22. قال الامام الباقر- علیه السّلام – : مَن اَصغی الی ناطقٍ فقد عَبَدَه، فاِنْ کان الناطقُ یؤدِّی عنِ الله عز و جل فقد عبد اللهَ و اِنْ کان الناطق یؤدِّی عن الشیطان فقد عَبَدَ الشیطان.

امام باقر – علیه السّلام – فرمود: هرکس به گوینده ای گوش سپارد او را بندگی کرده است، پس اگر آن گوینده از خداوند عزو جل بگوید شنونده خدا را عبادت کرده است و اگر از شیطان بگوید شیطان را عبادت کرده است.

«وسائل الشیعه، ج ۱۲، ص ۲۳۶»

 *****

23. سَمِعَ امیرالمؤمنین – علیه السّلام – رجلاً یَطربُ بالطَنبور فمنعه و کَسَرَ طنبورَه … فقال: اِنّه یقول: سَتَندِم سَتَندِم اَیا صاحبی سَتَدخُل جهنَّم اَیا ضاربی.

امام علی – علیه السّلام – شنید مردی طنبور می نوازد، وی را از این کار منع کرد و طنبورش را شکست و از وی خواست که توبه کند او هم توبه کرد، سپس به او فرمود: آیا می دانی هنگامی که طنبور نواخته می شود چه می گوید؟ عرض کرد جانشین رسول خدا – صلی الله علیه و آله – داناتر است. حضرت فرمود: می گوید: بزودی پشیمان می شوی، به زودی پشیمان می شوی ای صاحب من! به زودی داخل جهنم می گردی ای نوازنده من!

«مستدرک الوسائل، ج ۱۳، ص ۲۲۰»

 *****

24. قال الامام الصّادق – علیه السّلام – : مَنْ اَنْعم الله علیه بِنعمةٍ فَجاءَ عند تلک النّعمة بِمِزمارٍ فقد کَفَرَها.

 امام صادق – علیه السّلام – فرمود: کسی که خداوند به او نعمتی عطا فرماید و با وجود آن نعمت به نی و ساز و آواز روی آورد، کفران نعمت کرده است.

«وسائل الشیعه، ج ۱۲، ص ۲۳۳»

 *****

25. قال الامام الصّادق – علیه السّلام – : اَلمُغَنّیةُ ملعونةٌ ، ملعونٌ مَن أکَل َ مِن کَسبِها.

امام صادق – علیه السّلام – فرمود: زن آوازه خوان ملعون است و کسی که از درآمد آوازه خوانی او بخورد (روزی خود را بگذراند) نیز ملعون است.

«الاستبصار، ج ۳، ص ۶۱»

 *****

26. قال الامام الصّادق – علیه السّلام – : اَلمُغَنّیةُ ملعونةٌ و مَن آواها و أکَلَ کسبَها ملعونٌ.

امام صادق – علیه السّلام – فرمود: زن آوازه خوان ملعون است و کسی که او را جای دهد و از درآمد آوازه خوانی او بخورد (روزی خود را بگذراند) نیز ملعون است.

«بحار الانوار، ج ۷۹، ص ۲۱۱»

 *****

27. عن عاصم بن حُمَید عن الامام الصادق – علیه السّلام – : … قلتُ: فی الجنّةِ غناءٌ؟ قال: اِنَّ فی الجنّةَ شجراً یَأمُرُ اللهُ ریاحَها فَتَهُبُّ فتضرب تلک الشجرةَ باَصواتٍ لم یَسمعِ الخلائقُ بمثلها حُسناً … .

عاصم بن حمید از امام صادق – علیه السّلام – سؤال کرد: آیا در بهشت غناء و ساز و آوازی وجود دارد؟ حضرت فرمود: در بهشت درختی وجود دارد که خداوند به بادهای بهشت فرمان می دهد به آن درخت بوزند و از آن درخت آوازهایی برمی آید که خلائق به زیبایی آن هرگز نشنیده اند، سپس فرمود: این در عوض پرهیز کسی است که در دنیا از شنیدن ساز و آواز به خاطر ترس از خدا اجتناب ورزیده است.

«بحار الانوار، ج ۸، ص ۱۲۶»

 *****

28. قال ابوالحسن – علیه السّلام – : مَن نزَّهَ نفسَه عن الغناء فاِنَّ فی الجنةِ شجرةً یأمرُ اللهُ عزّوجلّ الریاحَ اَنْ تُحرِّکَها فَیسمعُ لها صوتاً ام یَسمعْ بمثله و مَن لم یتنزَّه عنه لم یَسمعْه.

امام کاظم – علیه السّلام – فرمود: کسی که خود را از غناء و ساز و آواز، پاکیزه و دور نگه دارد در عوض آن در بهشت درختی است که خداوند به باد فرمان می دهد که آن درخت را به حرکت درآورد و از آن درخت صدایی دل نواز به گوش می رسد که هرگز مانند آن را نشنیده است، اما کسی که در دنیا خود را از غناء، پاکیزه و دور نگه ندارد آن صدا را نمی شنود.

«جامع الاحادیث الشیعه، ج ۱۷، ص ۲۰۷»

*****

غضب خدا بدون عذاب

پیامبر عظیم الشأن اسلام حضرت محمّد مصطفی(ص) فرمودند:

چون خداوند بر امّتی غضب کند بدون اینکه بر آنها عذاب کند، (آنها را به چند بلا گرفتار می کند(:

قیمتهایشان گران میشود ؛ و عمرهایشان کوتاه میشود ؛ و بازرگانانشان سودی نمی برند ؛ و میوه هایشان پاکیزه نمیشود ؛ و رودهایشان پُرآب نمیشود ؛ و بارانها از آنها حبس میشود ؛ و بدترین افرادشان بر آنها مسلط میشوند.

فرمانروایی اشرار نتیجه ی ترک امر به معروف و نهی از منکر

مولا علی علیه السلام می فرماید:

« لا تترکوا الامر بالمعروف والنهى عن المنکر فيولى عليکم شرارکم ثم تدعون فلايستجاب لکم»

امر به معروف و نهى از منکر را ترک نکنيد که اشرار بر شما مسلط مى‌شوند، آنگاه هرچه دعا کنيد دعايتان مستجاب نخواهد شد.